چطور هیجان‌ها روی زندگی ما اثر می گذارند؟

/ خرداد ۹, ۱۳۹۸ / بدون دیدگاه / در روانشناسی - مقالات / توسط

چطور هیجان‌ها را مدیریت کنیم؟

هیجان‌ها برای انسان آن‌قدر مهم هستند که بدون آن‌ها قادر نخواهد بود حتی تصمیم‌گیری صحیحی انجام دهد

همان‌قدر که درگیری با هیجان‌ها و عدم‌تشخیص آن‌ها فرد را دچار سردرگمی و استدلال اشتباهی می‌کند، به همان اندازه، شفافیت هیجانی (شناخت و تشخیص هیجان‌ها در خود و دیگران) موجبات تفکر و تصمیم‌گیری صحیح را فراهم می‌سازد.

اساسِ ایجاد درگیری‌های هیجانی و عدم شفافیت هیجانی، برمی‌گردد به تجارب اولیه هر فرد
که طرح‌واره‌های ناسازگار را شکل داده‌اند و موجبات ایجاد باورهای خطا را فراهم ساخته‌اند و باورهای اشتباه افراد را دچار سوگیری‌های اشتباه کرده‌اند.

درگیر شدن با ادراک یا تفسیرِ غلط از افراد، موقعیت‌ها و شرایط، احساس‌ها و هیجانات عوضی و
اشتباه را فرامی‌خوانند یک فردی که دچار تعارضات هیجانی است، قطعاً از احساسات بدنی اشتباه نیز رنج می‌برد.

احساسات بدنی اشتباه، فرد را مستعد ایجاد بیماری‌های جسمانی می‌سازد
تنظیم هیجان و شفاف‌سازی و شناخت هیجانات می‌تواند به افراد در مدیریت احساسات کمک کرده و باعث شود نحوه تفکر و سپس باورها نیز تغییریافته و اصلاح شوند؛ و همین‌طور می‌توان

 

آیا هیجان‌ها خطرناک می‌شوند؟

پاسخ مثبت است!

در صورتی هیجان‌ها می‌توانند خطرناک و آسیب‌زننده باشند که ما رفتار درستی را در قبال آن‌ها انجام ندهیم

مثلاً اگر من جلوی خشم خودم را بگیرم، این هیجان آزاد نشده در آینده می‌تواند موجب اثرات روانی و جسمی منفی بشود

اما نباید به بهانه آزاد شدن هیجان هر رفتاری را انجام بدهم. مثلاً اگر عصبانی شدم لوازم خانه را بشکنم و…

ما به شرطی می‌توانیم هیجان‌ها را تجربه کنیم و برای که رفتار مناسب را بروز بدهیم

 

مثلاً بهترین رفتاری که می‌توانیم در زمان عصبانی شدن بروز بدهیم چیست؟

می‌توانیم باکسی که از او عصبانی هستیم به‌طورجدی و محترمانه صحبت کنیم

این مطلب می تواند مفید باشد: راه هایی برای شناخت تیپ شخصیتی شما

اولویت بندی با استفاده از هیجان‌ها

احساسات ما از نحوه تفکر و ادراکات ما برمی‌خیزند ادراکات ما از باورهای ما نشئت می‌گیرند و تفکر غلط ریشه هیجانات را می‌خشکاند

  • وقتی هیجان‌ها آسیب دیدند دیگر آن‌ها هستند که فرمان روایی سیستم ذهنی و جسمانی را بر عهده می‌گیرند
  • وقتی آن‌قدر ازلحاظ هیجانی برانگیخته شویم و قدرت شفاف‌سازی هیجان‌ها و حل‌وفصل آن‌ها را از دست بدهیم، در وضعیت بدنی‌مان برانگیختگی فیزیولوژیک اتفاق می‌افتد
  • در وضعیت برانگیختگی فیزیولوژیک، انسان عملاً توانایی پردازش اطلاعات، گوش دادن، خندیدن به‌جا، مهربان و عاطفی بودن به‌موقع، ابراز غم و ناراحتیِ درست و منطقی و در زمان مناسب، توانایی همدلی و هم احساسی کردن، خلاقیت را به طرز شدیدی از دست می‌دهد

بدن، فرودگاه هیجان است!

بدن که فرودگاه احساسات یا هیجان‌ها هست با تمرین‌های مشخص و موردپژوهش قرارگرفته سکون می‌یابد و آماده دریافت و تجربه می‌شود

خود فرد نیز بر هیجان خودآگاه و ناخودآگاه خویش واقف شده و مکان فرود هریک از انواع هیجان را بر جسم خویش شناسایی می‌کند.

با آگاه شدن از نوع هیجان‌ها و مکان فرود آن‌ها بر بدن، نسبت به آن‌ها مدیریت پیداکرده و گاه و بی گاه و در زمان‌های نامناسب از طریق آن‌ها غافلگیر نمی‌شود و اختیار خویش را از دست هیجانات و عواطف حساب‌نشده بازمی‌ستاند. قدرت تشخیص و تفکر منطقی افزایش‌یافته و انتخاب‌ها حاکی از تلفیق عقل‌گرایی و انگیزه مداریِ متعادل قرار می‌گیرند.

 

نباید از هیجان‌ها بترسیم!

دردی وجود دارد به نام ترسیدن از هیجان‌ها و علت اکثر مشکلات روان‌شناختی و رفتاری، عدم تحمل هیجان‌هاست

هیجان‌ها مثل یک سایه روی دیوار با اشکال وحشتناک، ترس را القا می‌کنند و افراد هر کاری حاضرند انجام دهند تا آن‌ها را تجربه نکنند

مثلاً:

  • برای فرار از احساس تنهایی به هر رابطه‌ای آری می‌گویند
  • برای فرار از غم به هر موسیقی بی‌محتوایی گوش می‌دهند
  • برای فرار از احساس دل‌شکستگی، رو به مصرف دارو یا مواد اعتیادآور می‌آورند
  • برای فرار از اضطراب رهاشدگی صمیمی نمی‌شوند
  • برای فرار از احساس پوچی، می‌خوابند
  • برای فرار از احساس عدم ارزشمندی، می‌خورند
  • برای فرار از احساس حقارت، دعوا می‌کنند
  • برای فرار از احساس عدم امنیت، کنترل گری می‌کنند

واقعاً نیاز به این‌همه فرار از مشکلی به مشکل دیگر نیست می‌توان احساس را مشاهده کرد
می‌توان هیجان را تجربه کرد

جایگاه احساس یا هیجان منفی خود، در بدنتان را بیابید و سعی کنید آن‌ها را برای لحظاتی هم که شده تجربه کنید. با هیجان‌هایتان دوست شوید هیجان‌ها پیامی را برای شما دارند.

هر هیجان بیانگر یک نیاز مهم در شماست تا وقتی از آن‌ها فرار کنید روند مشکلات فکری شما بیشتر و بیشتر خواهد شد.

وقتی هیجان‌های خود را بشناسید می‌توانید علت ایجادشان را دریابید و برای تسکینشان کاری انجام دهید

اگر از اینکه شرایط کمی غیرقابل‌پیش‌بینی شود، وحشت دارید، آن را با درمانگر خود درمیان بگذارید تا درمانگر شما علت احساس عدم امنیت در شمارا ریشه‌یابی کند و در رفع آن به شما کمک نماید

یادتان باشد احساس‌ها یا هیجان‌ها نباید عامل رفتار در انسان‌ها باشند، بلکه فکر انسان باید محرک رفتارش باشد.

چنانچه شور (احساس) تبدیل به رفتار شود فرد از تعادل خارج خواهد شد. شعور باید تبدیل به رفتار شود، نه شور!

نباید از نوع منفی‌هیجان فرار کرد و نه به نوع مثبتش دل بست تنها باید نظاره‌گر بود و علت را جویا شد هیچ انسانی نمی‌تواند تمام مدت فقط احساس‌های خوب را تجربه کند فلسفه زندگی تجربه هر دو احساس در کنار یکدیگر است.

این مطلب می تواند مفید باشد: چگونه بر  استرس سخنرانی غلبه کنیم ؟

انسان‌ها متفاوت‌اند…

 

 

برخی‌ها وقتی احساس کرخی می‌کنند، سرشان را به‌جایی تکیه می‌دهند و می‌خوابند

برخی دیگر قهوه می‌نوشند، موزیک گوش می‌دهند، با دوستی تماس می‌گیرند و یا برای پیاده‌روی می‌زنند بیرون

برخی وقتی ازلحاظ عصبی برانگیخته می‌شوند، ناآرام و گیج و هراسان می‌شوند، قدرت تفکرشان را از دست می‌دهند و احساس می‌کنند از کنترل خارج‌شده‌اند و در این به‌هم‌ریختگی‌های ذهنی، نوشیدن الکل را انتخاب می‌کنند، یا والیوم مصرف می‌کنند تا ذهنشان خاموش شود بله خاموش!

این دسته به فکر ایجاد تعادل و به سطح مناسبی از تفکر رسیدن نیستند، بلکه آن‌قدر به هم می‌ریزند که فقط می‌خواهند ذهنشان را کاملاً خاموش کنند

برخی دیگر آن‌قدر هشیارند که متوجه می‌شوند سطح کاراییِ ذهنشان درست در میانه راه که بیشترین سطح برانگیختگی ایجادشده است، در بالاترین حالت خود قرار دارد

آن‌ها در این لحظات خودشان را مدیریت می‌کنند و افکارشان را باانرژی بالایی که در آن زمان در ذهنشان حضور دارد، به سمتِ نوآوری‌ها و سازندگی‌ها و پیشرفت رهنمون می‌سازند

شاید برای همه ما شرایط فعلیِ جامعه بسیار آزاردهنده و محرکی برای برانگیختگی عصبی باشد، اما همیشه افرادی وجود داشته‌اند که کارآفرینی و رشد خود را مدیون بدترین شرایطِ جامعه خویش وزندگی خویش می‌دانسته‌اند

زیرا این افراد کارآمدی خود را افزایش داده‌اند و با نهایت خلاقیت ، مشعلی نو در تاریکی‌ها برافروخته‌اند.

 

عامل اصلی اعتیاد، فرار از هیجان‌ها است

 

استرس‌ها اگر ما را نترسانند، اثرات مثبتی بر زندگی ما می‌گذارند و نگه‌داشتن استرس در حد بهینه، باعث آفرینش اتفاقات چالش‌برانگیز و جالب زندگی ما می‌شوند.

اما اکثر انسان‌ها تحمل تجربه استرس‌ها را ندارند و دچار اضطرابی افراطی شده و درصدد فرار از استرس‌هایشان، به خوابیدن، خوردن، مصرف دارو، مصرف الکل، سیگار، مواد مخدر خطرناک و…رو می‌آورند

افرادی که یاد گرفته‌اند احساسات و هیجان‌های خود را بشناسند، علت وجود آن‌ها را در بدن خود شناسایی کنند و قدرت تحمل آن‌ها را در خود افزایش دهند، می‌توانند آغازگران، مبدعان و پیشروان جامعه خویش باشند

 ما لازم داریم در شرایط سخت، دچار استرس شویم تا نیروی محرکه‌ای باشد برای اقدامی مؤثر در جهت رشد و پیشرفت و گذشتن از شرایط سخت به‌طوری‌که فرد بعد از رسیدن به شرایطی که خودش ایجاد کرده است، احساس رضایتمندی و خشنودی را تجربه کند.

این تجربه احساس رضایتمندی است که عزت‌نفس را شکل می‌دهد و رسیدن به این حس خوشایند، بدون تجربه و تحمل استرس‌ها و ترس‌ها امکان‌پذیر نیست.

گذشتن از ترس‌ها اگر به روشی غیر از فرار، بلکه با اقدام‌ها و مقابله‌های درست و به‌جا صورت بگیرد، احساس ارزشمندی را در وجود انسان نهادینه می‌کند؛ و فردی که خودش را ارزشمند و شایسته و کارآمد می‌داند، اعتمادبه‌نفس بالایی خواهد داشت.

این مطلب می تواند مفید باشد: انواع استرس و علائم مربوط به آن چیست؟

 

مقالات مرتبط

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *