باور چیست؟ و چطور باور های منفی مان را تغییر بدهیم؟

/ سپتامبر 6, 2019 / بدون دیدگاه / در رشد شخصی - روانشناسی - مقالات / توسط

باور چیست؟ و چطور باور های منفی مان را تغییر بدهیم؟

امروزه زیاد اسم باور را می‌شنویم اما شاید خیلی در مورد باورها و کاربردشان اطلاعی نداشته باشیم

مطمئنم خواندن این نوشته باور شمارا نسبت به باورها تغییر می‌دهد!

اگر علاقه‌مندید بدانید باور چیست و چگونه می‌توانیم باورهای منفی و محدودکننده را تغییر بدهیم با ما همراه باشید

 

باور چیست؟

باور چیست؟

باور یک ابزار ذهنی است که با استفاده از آن نسبت به حقیقت داشتن یا حقیقت نداشتن به چیزی مطمئن هستیم

به بیان ساده‌تر باور یعنی؛ از درست بودن چیزی مطمئن باشیم حتی اگر شواهد و قرائنی بر حقیقی بودن آن در دسترس نداشته باشیم

مثلاً زمانی که فردی به وجود خدا باور دارد یعنی اعتقاد دارد که او هست و همیشه ناظر به اعمال و رفتار اوست

هر باور در ابتدا یک فکر کوچک است که مدام در ذهن ما جولان داده و تکرار می‌شود و این تکرار موجب تبدیل فکر به باور می‌شود

خیلی از باورهای بنیادین ما از کودکی در ما شکل‌گرفته است و باورها می‌توانند خوب باشند یعنی مارا به رشد برسانند و می‌توانند بد باشند و ما را به قهقرا ببرند

این نوشته می‌تواند مفید باشد: کنترل هیجانات منفی و راه های مقابله با آن

باورها چه کاربردی دارند؟

باورها موتور محرکه زندگی ما هستند. در یک اتومبیل اگر موتور آن به‌درستی کار نکند، باعث اختلال درحرکت ماشین می‌شود و عملاً آن ماشین تا زمانی که موتور درستی ندارد به درد نمی‌خورد!

باورها به احساسات ما جهت می‌دهند و احساسات رفتار ما شکل می‌دهند

اگر من باور داشته باشم که در یک اتاق تاریک موجودات وحشتناک وجود دارند، باعث می‌شود که احساس ترس کنم و این احساس باعث می‌شود که به آن اتاق وارد نشوم یا هنگام وارد شدن به آنجا دست‌وپایم بلرزد

حقیقت این است که این باورها هستند که زندگی ما را هدایت می‌کنند و مارا به حرکت کردن یا حرکت نکردن وا‌می‌دارند

و ممکن است هدایت باورها مارا به هدف‌های خوب برساند و ممکن است ما را به بیراهه بکشاند

 

باورها عامل مشکلات زندگی

باورها عامل مشکلات زندگی

خیلی از مشکلاتی که در زندگی ما را اذیت می‌کنند به دلیل باورهای مخربی هستند که به‌طور ناخودآگاه در نظام باورهای ما تثبیت‌شده‌اند

و این مشکلات باید ریشه‌ای حل شوند که ریشه آن‌ها به باورهای ما برمی‌گردند و برای رفع آن‌ها نیاز داریم باورهای غلط را به باورهای دست تغییر دهیم

مثلاً یکی از باورهای غلط این است که خیلی از افراد فکر می‌کنند بدون تلاش و تنها با ارسال ارتعاشات مثبت به کائنات می‌توانند به ثروت و مکنت و موفقیت برسند

و نتیجه این می‌شود: آن‌ها هرروز تا لنگ ظهر می‌خوابند، بعد پا روی پا می‌اندازند و به کائنات انرژی مثبت می‌فرستند و زمانی که هیچ نتیجه‌ی مثبتی عایدشان نمی‌شود افسرده می‌شوند و ممکن است به کارهای غیراخلاقی دست بزنند

درصورتی‌که این افراد باید باورشان را تغییر دهند و باید باور کنند که با تلاش است که انسان به‌جایی می‌رسد

 

باورهای منفی را چطور تشخصی بدهیم؟

چطور باورهای منفی را تغییر بدهیم؟

برای پیدا کردن باورهای منفی باید ردپای آن‌ها را در مشکلات زندگی‌مان بیابیم مثلاً اگر من به خواسته‌هایم نمی‌رسم باید بررسی کنم و ببینم چه باوری مانع رسیدن من به خواسته‌هایم می‌شود

زمانی که عمیق می‌شوم می‌بینم  باور دارم  برای رسیدن به خواسته‌هایم باید همه حمایتم کنند و اگر کسی پشتم را خالی کند نمی‌توانم به خواسته‌هایم برسم

یا اگر فردی حرف نامربوطی به من می‌گوید و من را بی‌مسئولیت خطاب می‌کند اگر من به خودم باور داشته باشم از روی آن می‌گذرم و آن‌چنان درمانده نمی‌شود

اما اگر خودم را باور نداشته باشم مدام در ذهنم می‌گویم: نکنه این آدم راست بگه و من آدم بی‌مسئولیتی باشم؟

پس قرار شد برای تشخیص باورهای منفی، رد پای آن‌ها را در مشکلاتمان پیدا کنیم

همچنین می‌توانیم ببینیم باوری که داریم ما را به کجا می‌رساند؟ اگر به راه درست بود، آن باور صحیح است اما اگر به بیراهه رفتیم آن باور باوری منفی است

 

چطور باورهای منفی را تغییر بدهیم؟

تا اینجا با تعریف باور و کاربردهای آن آشنا شدیم همچنین گفتیم که خیلی از باورهای ما منفی هستند و باید آن‌ها را به باورهای مثبت تغییر بدهیم

در ادامه می‌خواهیم روش‌های تغییر باورهای منفی را مرور کنیم:

 

نوشتن باورهای منفی

نوشتن باورهای منفی

اولین قدم برای تغییر باورها این است که باورهای منفی خودمان را پیدا کنیم و آن‌ها را بنویسیم

مثلاً باوری که می‌نویسیم این است: من هرچه قدر تلاش کنم بازهم شکست می‌خورم

چرا این باور رادارید؟

قدم دوم این است که شما باورتان را شخم بزنید و ببینید چه چیزی باعث شده شما این باور را داشته باشید؟ و آن‌ها را لیست کنید

مثلاً اگر باور دارید هرچه تلاش کنید بازهم شکست می‌خورید از کجا آمده؟

شاید چند بار برای کاری تلاش کرده باشید که به نتیجه دلخواه نرسیده و به همین جهت این باور منفی در شما شکل‌گرفته

باورتان را به چالش بکشید؟

مثلاً در مورد باور شکست‌خورده بودن، باید از خودتان بپرسید: آیا من تمام تلاشم را برای موفق شدن انجام دادم؟

  • آیا تمام راه‌های رسیدن را هدفم را طی کرده‌ام؟
  • آیا یک سال بی‌وقفه روی هدفم کارکرده‌ام؟
  • آیا برای هدفم از خواب و تفریحاتم زده‌ام؟

احتمالاً پاسخ این سؤالات منفی باشد

 

و بعدازآن لحظاتی در زندگی‌تان را به یاد بیاورید که زمانی که تلاش کرده‌اید در انجام کاری موفق بوده‌اید

هیچ فردی در دنیا نیست که در بعضی از کارها موفق نشده باشد هرچند این کار خیلی کوچک باشد

این نوشته می‌تواند مفید باشد: چطور شخصیت خود را بهبود ببخشیم ؟

هیزم‌های باورهای منفی را دور کنید

چه چیزی به باور منفی و محدودکننده شما دامن می‌زند؟ آن‌ها را بنویسید

مثلاً همکاری دارید که خیلی منفی نگر است و مدام به شما می‌گوید که هر کاری بکنید بازهم شکست می‌خورید

یا دوستی دارید که در کارش ورشکست شده و مدام به شما القا می‌کند که شما هم شکست می‌خورید

و این‌ها باعث شده باور شکست خوردگی در شما تقویت شود

این افراد مانند هیزمی هستند که آتش باور منفی ما را شعله‌ور‌تر می‌کنند پس باید رابطه‌مان را با آن‌ها محدود کنیم

و هر چیزی که ما را تشویق می‌کند به این باور منفی ادامه بدهیم را از خودتان دور کنید

جمله معروفی از جیم ران هست که می‌گوید:

شما میانگین ۵ نفری هستید که بیشترین ارتباط را با آن‌ها دارید

می‌توانیم این جمله را به شکل دیگری بیان کنیم:

باورهایمان مانند باورهای افرادی است که بیشترین ارتباط را با آن‌ها داریم

جایگزین کردن باور

در اینجا ما باید یک باور مثبت و مرتبط را جایگزین باور منفی فعلی کنیم

باور جایگزینی که می‌توانیم برای باور شکست خوردگی داشته باشیم می‌تواند این باشد:

اگر به‌خوبی تلاش نکنم، شکست می‌خورم

این باور اگر جزو باورهای بنیادین ما بشود به ما کمک می‌کند تا برای اهدافمان بجنگیم و توقع بیجا نداشته باشیم

و می‌توانم مصادیق آن را در زندگی‌ام پیدا کنم؛ مثل جاهایی که تلاش نکردم و شکست خوردم

همچنین می‌توانم این جمله را همیشه جلوی چشمم بگذارم که «اگر تلاش نکنم شکست می‌خورم یا موفق نمی‌شوم» تا آرام‌آرام در نظام باورهای من تثبیت شود

ورودی‌ها را کنترل کنید

یک سؤال؛ اگر داخل دستگاه آبمیوه گیری سیب بیندازیم می‌توانیم توقع داشته باشیم به ما آب پرتغال بدهد؟ قطعاً خیر چون این حر ف حتی گفتنش هم غیرعقلانی است

برای تغییر باورها ما باید ورودی‌های ذهنمان را مدیریت کنیم و ببینیم چه چیزهای موجب ایجاد ذهنیت منفی در ما می‌شود و ورودی‌اش را ببندیم

چون همین افکار منفی درصورتی‌که تکرار شود تبدیل به باور می‌شود

مثلاً می‌توانیم در شبکه‌های اجتماعی کانال‌هایی که مدام اخبار منفی را مخابره می‌کنند را حذف کنیم و به‌جای آن چند کانال مثبت اندیشی بگذاریم

پس اگر ورودی‌های خوبی به ذهنمان نمی‌رسانیم نباید انتظار داشته باشیم تا باورهای مثبتی را وارد نظام باورهایمان کنیم

توقع نابجا نداشته باشیم

ممکن است یکی دو بار تمرینات تغییر باور را انجام دهید و اگر نتیجه‌ای حاصل نشد ناامید شده و فکر کنید این روش جواب نمی‌دهد

درصورتی‌که یک باور منفی در مدت‌زمان کوتاهی به وجود نیامده و نباید انتظار داشته باشیم در یکی دو روز از بین برود

تغییر باورها نیاز به صبر و ممارست دارد و باید برای آن‌وقت بگذارید وگرنه با یکی دو بار نتیجه درخوری صورت نمی‌گیرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقالات مرتبط

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *