خود شیفته

2.6 (52%) 10 votes

خود شیفته چه کسی است؟

آیا باید از خودشیفته ها ترسید؟

آیا افراد خطرناکی هستند؟

چه افرادی در دام خودشیفته ها اسیر می شوند؟

چرا افراد خودشیفته می شوند؟

ابتدا بهتر است یک تعریف ساده از خودشیفته برایتان ارائه دهم:

خودشیفته فردی است بسیار باهوش ، با سبک مقابله ای جبران.
فردی که سال ها در دامن افرادی کنترل گر، سختگیر، پرتوقع، مقایسه گر، دارای عدم امنیت روانی، بزرگ‌شده است. هرگز با تمام تلاش ها و سعی و کوشش ها نتوانسته است مهم ترین افراد زندگی خویش را راضی نگه دارد! او باهوش است و تمام راه ها را امتحان کرده است.هر چه بزرگ‌تر و پر قدرت تر شده ، برای جبران حقارت ها و تایید نشدن های گذشته، به افرادی که از خودش ضعیف تر هستند، به نگاهِ تحقیر، تهدید، و با زبان تلخ و زخم زبان سخن می گویند.گویی از له کردن آن ها احساس حقارت خود را جبران می کنند و قدرت نداشته را به صورت کاذب دریافت می دارند.

و اما همین افراد، شعاری دارند که:

دستی را که نتوانستی بشکنی بوسه بزن!

یعنی دربرابر افراد از خود قدرتمند تر مطیع و مودب هستند.

بنابراین این افراد به دنبال افراد ضعیف تر و با احساس بی ارزشی بیشتر از خودشان می گردند تا تخلیه روانی خود را بر سر آن ها روا داشته و دائما مسیر های عصبیِ ترشح کننده هورمون های مورد نیاز را توسط آن ها تحریک کرده تا به آرامش برسند! در واقع تا انسان هایی با احساس بی ارزشی و سبک مقابله ای تسلیم، وجود نداشته باشند، خودشیفته ها که خود، دچار بی ارزشی با سبک مقابله ای جبران و تهاجم هستند، نمی توانند، جولان بدهند و اعمال زور کنند.

نکته مهم اینکه، به صورت طبیعی، این دو دسته افراد به طور ناخوداگاه طی یک جذابیت طرحواره ای به دنبال یکدیگر می گردند و معمولا در مسیر زندگی سر راه یکدیگر قرار می گیرند.اگر به دور و اطراف خود بنگرید،معمولا در زوجین، یک نفر مطیع و وابسته و دیگری، زورگو و کنترلگر می باشد!

اتفاقا این زندگی ها سال ها ادامه می یابد و به علت ناآگاهی فرد ضعیف تر و ترس هایش از رها شدن و تنها ماندن از دیگران حتی مخفی می ماند. نوشتن این مطالب را وظیفه خودممی دانم، زیرا تنها راه رها شدن یا مقابله منطقی با یک فرد آسیب دیده به اسم خودشیفته، آگاهی از این مطالب می باشد. یک فرد دارای طرحواره بی ارزشی و رهاشدگی، با سبک تسلیم، شاید انقدر در اطاعت غوطه ور باشد که یادش نیفتد به یک روانشناس مراجعه کند!و با خواندن این مطلب، متوجه شود، اولا طرف مقابلش که همیشه فکر می کرده فرد قوی و زورمندیست، برعکس پر است از عقده حقارت و ضعف که در زیر تهدید ها و تحقیرها و بی محلی ها پنهانشان می کند،و بابی شود برای رشد و نجات از همیشه وابسته و ضعیف ماندن!

و همین طور اگر فردی تصور می کند این نشانه ها را دارد، در ناخوداگاه خود قدرت و بزرگی را نقش نبندد بلکه بداند، برای رهایی از آشوب درونی نه باید دیگری را تحقیر کرد، بلکه باید تحقیر های دوران گذشته خویش را ترمیم و التیام بخشید!

 

برای مطالعه ی خودشیفته 1 اینجا کلیک کنید 

لیلی نعیمی روانشناس بالینی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *