...

خلاقیت راهنمای نهایی برای درک مهم‌ترین توانایی بشر

/ خرداد ۱۹, ۱۳۹۸ / بدون دیدگاه / در تربیت منابع انسانی - کوچینگ - مقالات / توسط

خلاقیت راهنمای نهایی برای درک مهم‌ترین توانایی بشر

خلاقیت یکی از آن ویژگی‌هایی است که به نظر می‌رسد افراد درک ذاتی از آن دارند , اما اگر واقعا ً از آن‌ها بخواهید آن را تعریف کنند، سکندری می‌خورند و پاسخی برای این پرسش ندارند .
کار کردن با یک لیست از افراد خلاق ( فریدا کالو ، استیو جابز،اینشتین ) و نتایج خلاقیت ( رمان ها ، اختراعات ،روش های جدید نگاه
کردن به جهان ) آسان است , اما پوشاندن سر خود حول مفهوم واقعی خلاقیت مشکل است . هرچه بیشتر در این مقاله تحقیق کردم
، بیشتر متوجه شدم که خلاقیت یک پدیده بسیار پیچیده است .

خلاقیت چیست؟

شما باید جایی شروع کنید ، پس بیایید با یک تعریف شروع کنیم و به این پرسش پاسخ دهیم که خلاقیت چیست؟
اول بگویم که چرا تعریف خلاقیت مهم است چون که با درک اصلی مفهوم خلاقیت می توان مهارت خلاقیت را نیز درک کرد و خود را
برای بدل شدن به یک فرد خلاق آماده کرد.
خلاقیت توانایی فراتر رفتن از روش‌های سنتی تفکر  است ، و شما در این مفهوم اقدام به  توسعه ایده‌ها ، روش‌ها و یا اشیا اصیل
می کنید .
اجازه دهید خلاقیت را آنالیزکنیم : این یک توانایی ویژه است که  سبب می شود شما یک کیلومتر بدوید ، یا محاسبات را انجام دهید
یا یک غزل از مولانا را بخوانید و مانند آن بسرایید ( نی حریف هر که از یاری برید/// پرده هایش پرده های ما درید) . بنابراین خلاقیت
مهارتی است که مختص یک فرد است . برای برخی افراد ، ممکن است به طور طبیعی به نظر برسد اما این چیزی است که هر کسی
می‌تواند آن را بهبود بخشد. اگر و تنها اگر  زمان و تلاش خود را صرف انجام آن کند .
این فراتر از روش‌های سنتی تفکر و یا عمل کردن است و به این معنی است که شما در بالا ویا  فراتر از آن قرار می‌گیرید . این مساله
محدودیت‌های آنچه در حال حاضر وجود دارد را تشخیص می‌دهد و تلاش می‌کند آن را بهبود بخشد.
این موضوع چیزهای جدید و اصلی را توسعه می‌دهد که فکر می‌کنم کلید واژه در اینجا ایجاد می‌شود .
خلاقیت فراتر از تصور است :و هر لحظه در حال توسعه است .
اگر این یک ایده است ، شما بیرون می‌روید و تحقیق می‌کنید تا آن را ثابت کنید . اگر این یک فرآیند جدید است که شما امتحان می‌کنید
و آن را تست می‌کنید تا ببینید آیا کار می‌کند یا نه. اگر یک چیز است ، آن را می‌سازید .این یعنی مفهوم خلاقیت که به مهارت خلاقیت
بدل می شود.
عالیه ! و اکنون که من شما را با این تعریف روشن‌گرایانه آشنا کردم ، بیایید کمی عمیق‌تر به موضوع نگاه کنیم و سعی کنیم واقعا ً
درک کنیم که خلاقیت چیست؟ ( و چرا باید این کار را انجام دهید یا نباید به آن توجه کنید ) .

مهارت خلاقیت یک پدیده نسبتاً جدید است.

مفهوم خلاقیت تنها در حدود ۶۰ تا۸۰ سال پیش مطرح شده است .

اما صبر کنید ، ” شما می‌گویید ، ” چه چیزی در مورد تمام هنرمندان شگفت‌انگیز و مخترعین سالیان گذشته وجود دارد . آیا به من
می‌گویید که شما فکر نمی‌کنید که مارک تواین و سر ایزاک نیوتن خلاق نیستند ؟ چیزی که من می‌گویم این است که مفهوم خلاقیت
همان طور که آن را درک می‌کنیم – حتی با وجود این که همه جا حاضر است – واقعا ً بخشی از فرهنگ لغت محبوب تا اواسط قرن گذشته نبوده است :

خلاقیت

در بسیاری از فرهنگ‌های کهن ، ایده‌ها یا پیشرفت‌هایی که ما آنها را به خلاقیت فردی نسبت می‌دهیم ” اکتشافات ” تلقی می‌شده
است . حتی اثر هنری هم به عنوان تقلیدی از طبیعت دیده می‌شد تا شکلی از آفرینش هنری .
در دنیای مسیحیت قرون‌وسطایی ، ایده‌های خلاقانه به عنوان الهامی الاهی قرار می‌گرفتند.
با طلوع عصر روشن‌گری، ما شروع به دیدن تغییر تدریجی به سمت مسئولیت فردی کردیم ، اما حتی در آن زمان تمرکز بر روی تخیل و
هوش بود که هر دوی آن‌ها قطعا ً بخشی از تعریف مدرن خلاقیت هستند , اما کاملا ً یک‌سان نیستند .
جایی که ما واقعا ً ظهور خلاقیت مدرن را  می بینیم در دهه ۱۹۲۰ میلادی است . با تولد روانشناسی  در اواخر قرن نوزدهم ،
پارادایم‌ها در دنیای غرب معطوف به تمرکز بیشتر بر روی فرد و توانایی‌ها و شخصیت منحصر به فرد ما شدند.
خلاقیت
یکی از آن چیزهایی که ما به عنوان شخصیت ذاتی فکر می‌کنیم ، واقعا ً یک چیز نیست تا زمانی که فروید ، خلاقیت را  به عنوان یک
توانایی ، یا یک ویژگی شخصیتی معرفی کرد ، بعد از آن ” هنر اندیشیدن ” گراهام والاس محبوبیت کسب کرد . در این کار ، والاس
مدلی را برای این که چگونه انسان‌ها به مشکلات نزدیک می‌شوند و به طور خلاقانه فکر می‌کنند ، ارائه می‌دهد .
و در نتیجه ایده جدید خلاقیت به دنیا آمد . از آن زمان به بعد ، روانشناسان و محققان در رشته‌های دیگر تنها به توسعه این ایده در آنچه
امروز درک می‌کنیم ادامه می‌دهند .
پس این بدین معنی است که تا دهه ۱۹۳۰ هیچ‌کس خلاق نبود ؟ نه ، واضح است که انسان‌ها توانایی تفکر در خارج از کادر لغات
معمول را داشته‌اند و برای مدتی طولانی ایده‌های جدید را توسعه داده‌اند .
آنچه که تمرکز فعلی بر روی خلاقیت نشان می‌دهد این است که در حال حاضر ، کیفیت در فرهنگ ما ارزشمند است .
تمرکز بر آن به عنوان یک ویژگی مطلوب احتمالاً می‌تواند با توسعه سریع ایده‌ها و تکنولوژی جدید در قرن گذشته مرتبط باشد .
بنابراین ما می‌دانیم که مهارت خلاقیت یک توانایی است که به مردم اجازه می‌دهد تا ایده‌های جدیدی را توسعه دهند ،اما هنوز کمی
مبهم و نامحسوس است ( نوعی از گفتن این است که شنا توانایی غرق شدن در آب نیست – از نظر فنی درست است، اما اگر
می‌خواهید درک عمیق ‌تری داشته باشید , یا می‌خواهید غرق نشوید ) . دوربین خود را کنار بگذارید و بگذارید که به اعماق آب بروید .

خلاقیت

تمام مهارت‌ها در مغز ما ریشه می‌گیرند : این که آیا فیزیکی ( یادگیری برای انجام یک معادله جبری ) یا ذهنی ( یادگیری برای حل یک
معادله جبری ) ، همه چیز در مورد نورون‌ها در قسمت راست مغز شما ، بارها و بارها تکرار می‌شود تا اینکه آنچه که انجام می‌دهید
ریشه‌دار شود .
خلاقیت هیجانی مهارت فراتر رفتن از روش‌های سنتی تفکر و بالا بردن ایده‌های جدید است . اما این ایده‌های جدید از کجا می‌آیند ?
پاسخ را به خودتان واگذار می کنیم.

درباره نویسنده لیلی نعیمی من روانشناس هستم و در حوزه درمان و برگزاری کارگاه ها و سمینارهای روانشناسی فعال می باشم. عضو انجمن هیپنوتیزم ایران ومتخصص کوچینگ.
نوشته های مرتبط

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *