خشم آژیر تغییر

/ مه 14, 2019 / بدون دیدگاه / در مقالات / توسط

خشم آلارمی است که هنگامی باید تغییر رخ دهد فعال می شود.
می تواند به جا یا نا به جا باشد.
انسان رشد یافته هیجان تحریک کننده ی خشم را به همین زودی ها به کلام و رفتار پر تنش تبدیل نمی کند.
ذهن یک انسان خودشکوفا پر از سوال است.
آن ها طراح سوال های هدفمند و به موقع و کاربردی هستند.
سوال ها بیشتر معطوف به خود هستند تا دیگران.
اما فرد تکانشی و کم سطح، زحمت طرح پرسش درست را به خود نمی دهد.
به مثالی درباره دعواها و تعارضات

همسران توجه کنید:
زن در برابر یک مرد خودشیفته و مسئولیت گریز از خود نمی پرسد که: نکند باید ترکش کنم؟
آیا بهتر نیست توانمند شوم و از یک رابطه سمی بیرون بیایم؟
آیا رفتارهای من او را این چنین گستاخ کرده است؟
آیا چیزی در من باید تغییر کند تا او نیز رفتارش را تغییر دهد؟
بلکه می پرسد: من چه ایرادی دارم؟
من بی کفایتم؟ من بی عرضه ام؟ من از اول هم بی لیاقت بودم! حقم است و..خود تخریبی به جای ساختن!
و جایی هم که خودش مقصر ماجراست نمی پرسد: ایراد کار من کجاست؟
و می پرسد؟ این چه اش شده؟ چرا آرام نمی گیره؟!
خشم باید هدایت شود به پرسیدن سوال های درست و هدفمند.
باید انرژی اش در جایی درست خرج شود.
انسان های اشتباهی خشم هایشان را در موقعیت های اشتباه تخلیه می کنند.
صدمه به خود یا دیگری..
خشم معطوف به خود غلط یا معطوف به دیگری به غلط بزرگ‌ترین عامل شکست های عاطفیست.
اما وقتی فردی پر باشد از باورهای مرکزی غلط و خرافات ذهنی، طرحواره های ناسازگار، گویی انگیزه ای ناهشیار برای ابراز خشم های اشتباهی در او مدیریت هیجان ها را بدست می گیرد.
این افراد الگویی از انجام و پشیمانی را سال ها تجربه می کنند.
وقتی به درمانگر مراجعه می کنند، می گویند، می دانم…می دانستم… اما نمی دانم چرا…
آن ها هر روز بیشتر از قبل پر می شوند از احساس گناه، شرم و حسرت.
بیماری های روان تنی را تجربه می کنند و زندگی آشفته ای دارند.

مقالات مرتبط

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *